بازهم مهد کودک

امروز باز هم هستی گریه کرد خیلی بیشتر از همیشه چنان به من چسبیده بود که دلم گرفت انگار وقتی مانتوهای سیاه اونا رو دید صورت بچه هم سیاه شد چشماش چرا اینشکلی شده بود حالا قرار شد یه چیزی براش بگیرم ببرم به عنوان جایزه اگه گریه نکنه دلم همش پیش هستی جونیه امیدوارم این موضوع هرچه سریعتر حل بشه که دیگه داره تحملم تموم می شه

  
نویسنده : sepideh ; ساعت ٤:٥٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱ خرداد ،۱۳۸٦
تگ ها :