تابلوی قانون

خیلی وقت بود می خواستم این تابلوی قانون رو درست کنم ولی حوصله نمی کردم باید بگم که محشر بود نتیجه چشمگیری داره.

خوب یه مقوا لازم داشتم یه تعداد ماژیک و یه کم کاغذ رنگی و یک بسته برچسب صدآفرین و شکل و گل و بلبل...

قانونها اینا بود

مشق نوشتن تو مهد کودک (طفلی بعداز مدرسه می ره مهد تا من برم دنبالش) و رفع اشکال در منزل

شستن دستها هنگام از بیرون آمدن یا قبل از خوردن غذا

آویزان کردن لباسهای مدرسه

شستن لباس زیر و جوراب

مسواک زدن قبل از خواب

شب زود خوابیدن

اومدیم خونه و من با مقوا و کاغذ رنگی و ماژیک و چسب قانونها رو مصور کردم که درکشون کنه و با نگاه کردن به اونها متوجه بشه منظور کدام قانونه. (چون بچه م هنوز سواد نداره که)

هر بار که یکی از کارها را انجام می دهد یک برچسب (البته به انتخاب خودش) می چسبونیم جلوی شکل قانون مورد نظر. برچسبها که 5 تا شدن یک جایزه پیش من داره مثلا اگر شستن دستها رسید به پنج من براش یه جایزه می خرم هربارم که یادش بره یکی از برچسبها خط می خوره (تا حالا یادش نرفته تعجب   ) حالا جایزه می تونه به نسبت کار انجام شده کوچیک و بزرگ بشه مثلا برای کامل شدن پنج تا شستن دست یه سی دی و برای پنج بار شستن لباس زیر و جوراب یک عروسک.. نمی دونم بستگی به جیب من و کار انجام شده هم داره... حالا دیگه بدون اینکه من ازش بخوام و بدون اخم و اینا تمام کارها رو اتوماتیک انجام می ده و خودش برای خودش برچسب می زنه باورم نمی شه که اینطور تشویق و جایزه روی این بچه تأثیر داشت.. خیلی کم دیگه مجبور می شم دعواش کنم و با هم خوش و خرم هستیم و قهرم نمی شیم... ضمن اینکه هستی قانونها براش جامیوفتن و بهشون عادت می کنه و می ریم سراغ یه قانون جدید ... به نیم ساعت وقت گذاشتن برای درست کردن اون تابلوی دیواری خیلی می ارزید در عوض الان آرامش داریم و هستی هم با رضایت خودش قوانین رو اجرا می کنه. و اینکه می دونه درصورتی که کاری رو انجام نده یک امتیاز مفید رو از دست داده....

حالا اگه شد عکس تابلوی قانونمون رو می گذاریم اینجا.

پی نوشت: به بابایی میگم باید برای تو هم یه تابلو درست کنم زبان نگام میکنه یه کم دلم براش می سوزه واسه همین فدا کاری میکنم و پشت سرش تصحیح می کنم که برای منم باید تابلو درست کنیم ولی به شرط اینکه هرکار خوبی که انجام میدم برچسبام 5 تا شد خدایی جایزه بدی. مثل سرکاررفتن، نظافت، غذا درست کردن، کمک کردن به تکالیف هستی، اتو کردن لباسها، خوندن درسهای خودم و غیره و غیره می بینه زیاد به نفعش نیست زود می گه خواهش می کنم عزیزم تو بدون تابلوی قانون ازمن جوون بخواه ... از خود راضی نگاش میکنم تو دلم می گم ای دم بریده کیه که بده چشمک انگار می فهمه چی می گه نگام لبخند معنی داری میزنه...

 

  
نویسنده : sepideh ; ساعت ٩:٢٦ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳ آبان ،۱۳۸٩