کلاس دوم

خوب خوب سلام

به علت مشغله ها ودرگیریهای روزمره نمی رسم زیاد بنویسم ولی این دلیل نمی شه که اینجا رو یادم رفته باشه. امیدوارم از این به بعد بتونم بیشتر به نوشتن پایبند باشم.

هستی من رفته کلاس دوم و مثل همیشه بازیگوش و سربه هواست. دختر باهوشی دارم که بسیار شیرین زبون و مهربونه و همدم کوچولوی مامانیش شده.

مدرسه دخترکم رو عوض کردم چون کلاسهای بسیار شلوغی داشت مدرسه دولتی و 38 نفر تو یه کلاس بودند و طبیعه که دختر گل من اصلا نمی تونستم تو کلاس متمرکز باشه و با اینکه هزینه غیرانتفاعی برامون سنگین بود اما تصمیم گرفتیم که این کار رو بکنیم. تو یه دبستان غیرانتفاعی نزدیک خونه ثبت نامش کردم باید بگم مدرسه کوچیکیه و تازه اولین ساله که غیرانتفاعی شده مدیریتش هم سالها تجربه این کار رو داره. کلاس هستی اینا 8 نفر هستند و درنتیجه معلم نظارت مستقیم رو بچه ها داره و از طریق دفتر ارتباطی مدام با هم در تماس هستیم. البته بماند که پدر من رو درآورده با این نامه نگاری هاش و مدام می خواد که هستی بازیگوش ما تو خونه بیشتر تمرین کنه. هستی بعداز مدرسه می ره مهد کودک و این خودش باعث می شه وقتی می رسیم خونه راندمان کاریمون پایین بیاد. من سعی می کنم با تمام خستگی م به تکالیفش رسیدگی کنم و ایرادها و اشکالاتش رو بگیرم. ولی نمی دونم چرا اصلا دوست نداره روان خوانی کنیم و مدام از زیرش در می ره با این که حتی خواستم کتابهای داستان و مجله های بچه گانه رو بخونیم اما اصلا زیر بار نمی ره که نمی ره :( در هر صورت که ما حسابی مشغولیم و ملالی نیست جز دوری شما.

  
نویسنده : sepideh ; ساعت ۱۱:٢٩ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۱ آبان ،۱۳٩٠
تگ ها :