من از مهد کودک بدم میاد!

هستی عزیزم امروز کلی گریه کرد که نره مهدکودک عجیبه که از اونجا اینقدر بدش اومده من خیلی دلم سوخت اما چه می تونستم بکنم فقط با مربیش کلی حرف زدم که تو رو خدا دعواش نکنید یکم هواش داشته باشید و ....

هستی با همون لحن بچه گانه شیرینش با من حرف زد و بهم گفت دیروز وقتی زود از خواب بیدار شدم همون خاله بالاییه دعوام کرد گفتم تو چی کار کردی گفت من گریه کردم گفتم اونا چی گفتن؟ گفت که بهم گفتن چقدر لوسی !! آخی دلم براش سوخت اتفاقاً هستی اصلاً لوس نیست و خیلی بچه خودساخته ایه اما وقتی بیدار می شه یعنی دیگه بیدار می شه 10.gif میدونم که عصبانیشون کرده اما اونا هم نباید اینطور با بچه ها رفتار کنن که هر روز موقع مهد رفتن کلی گریه کنه و بگه من از اونجا بدم می یاد تورو خدا منو نبر مهد ....

راستی اگه شما دوست عزیز راهنمایی خاصی راجع به این رفتار بچه ها دارید من بی نصیب نگذارید 26.gif

اوه راستی دیشب یه تیر خلاصی هم خوردیم تازه پنج ماهه اسباب کشی کردیم به این خونه صاحبخونه اومد و گفت تمام واحدها رو فروخته (چون پسرش کلاه برداری کرده و باید پول طلبکارارو بده و ماباید تاوانش رو پس بدیم) از حالا از فکر اسباب کشی دوباره اونم تو این مدت کوتاه سرگیجه می گیرم این عکس هستی تو اسباب کشی پنج ماه پیشه که کلافه شده بود و گریه میکرد 17.gif

crying%28956%29.jpg?uniq=oalctf

/ 1 نظر / 16 بازدید
اميد

سلام اصولاْ هيچ بچه ای از نظم و نظام مستمر راضی نيست هستی عزيز هم يکی از اوناست که مجبور به خاطر شغل پدر و مادرش قسما اعظم روز را توی مهد کودک باشه و توی اين محيط شبه نظامی برای اين عزيزان مشغول کسب دانش بچه زيستن کنه واقعاْ بی گناه ترين و محق ترين قشر جامعه همين کوچولوها هستن ای کاش ما هم مثل مسئولين پرکار مملکتمون می تونستيم وعده ای الکی به بچه ها بديم.